الشيخ رسول جعفريان

19

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

بعد ، نشانگر تأثير تاريخى و تاريخنگارى آن ، ميان مسلمانان بوده است . به عنوان نمونه ، شعبهء شمائل نگارى در تاريخهاى اسلامى ، تا اندازه‌اى برگرفته از تلاش نسل اول در ترسيم قيافهء آن حضرت بوده است . خواهيم ديد كه كتابهاى سيره در حد بررسى زندگى شخصى آن حضرت و يا حتى تاريخ عمومى اسلام باقى نماندند و به‌طور اصولى تاريخ را به عنوان تاريخ مورد توجه قرار داده و به غناى كتابهاى تاريخى افزودند . توجه حاكمان به تاريخ زمانى كه افراد عادى جامعهء انسانى ، از لحاظ روحى علاقمندند تا خود را در تاريخ پايدار سازند ، به يقين ، اميران و حاكمان و حكام علاقهء بيشترى براى پايندگى خويش در تاريخ دارند ، چرا كه تأثير خويش را بر جامعه عميقتر ديده و در پى تثبيت اين تأثير در پرتو عبرت هايى كه از گذشته مىگيرند ، مىباشند . آنها مايلند تا ديگران از آنها به عنوان افراد برجسته ياد كنند . افزون بر اين ، آنها براى حكومت كردن ، خود را نيازمند تجارب ديگران مىدانند . از اين رو ، هم در پى مطالعهء تاريخ گذشته برمىآيند و هم در پى نگارش تاريخ دورهء مورد علاقهء خود هستند . آنان مايلند تا آيندگان تصوير و قضاوت مثبتى از آنها در ذهن خود داشته باشند . اين امر سبب توجه آنان به نگاشتن رخدادهاى دورهء حكومت خودشان است . طبعاً براى اثبات پايگاه تاريخى خود ، توجه به گذشتهء مورد علاقهء خود نيز دارند تا ريشه دارتر و اصيلتر در تاريخ جلوه كنند . از ميان حكام دورهء اسلامى ، امام على عليه السلام ، با توجه به جملاتى كه در نهج البلاغه دربارهء عبرت آموزى از تاريخ از قول ايشان آمده ، نخستين شخصيتى است كه توجه جدى به تاريخ را مطرح كرده است . زاويهء ديد ، امام بهره گيرى از گذشته براى حركت درست در آينده در چهارچوب عبرت آموزى از ديد قرآنى است . پس از آن حضرت ، معاويه توجه به گذشته را به صراحت مطرح كرد و به كار گرفت . وى از عبيد بن شرّيه خواست تا اخبار ملوك يمن را بنويسد و او نيز كتابى با عنوان كتاب كتاب الملوك و اخبار الماضيين نگاشت . « 1 » گفته شده است كه معاويه بخشى از اوقات خود را براى گوش دادن به نقلهاى تاريخى ، كه از روى كتابهايى براى او خوانده مىشد صرف مىكرد . « 2 » وى همچنين از دِغْفَلِ نسب شناس ، خواسته است تا

--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 102 ( 2 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 72 به نقل از : التاريخ العربى و المؤرخون ، ج 1 ، ص 124